|
|
|
سخنی با
شما |
|
چند سالی گذشت تا توانستيم به خود آييم و چند سال تری سپری شد تا با کار
و کوششِ پی گير و فراوان، جُل و پلاس مان را از آبِ گِل آلودِ تبعيد و در
به دری به درآوريم و به نان و آبِ روا و کم درد سر تری برای گذران زندگی
مان دست پيدا کنيم. با اين همه يک دم نبود که در انديشه ی مادر ميهن و آب
و خاک مان نباشيم و در آرزوی به سربلندی رساندنِ دوباره ا ش به کار و
کوشش نپردازيم. در اين راستا، چند سال گذشته و يا شايد بهتر باشد بگويم
اين دهه ی پاياني از سال های ِ در به دری مان، سال های بيشتر و بهتر
پرداختن به پيشينه و گذشته های افتخار آفرين ميهن بود. افتخاراتی که
نمايانگر توانايی ها و بن مايه های پُر بارِ فرهنگی مان هستند و چنانچه
به درستی به آنها پرداخته شود همانند آيينه و آبگينه ای روشن، فروغ
راهمان در راهِ رسيدنِ به فردا و فرداهایِ بهتر وکارآتر خواهد بود.
ناگفته روشن است که اين پرداختن ها، بايستی بر پايه های پژوهش و بررسی
های درست و به جا نيز استوار باشند و از منم منم زدن های بی مايه و رجز
خوانی های کهنه به دور. پژوهش هايی که سره را از نا سره می پالايند، نا
سره های کهن را به مانندِ يادگارهايی از روزگاران رفته برای زمان خود و
بررسی هایِ باستان شناسانه وا گذارد و سره هايش را با زبانی رسا و گويا
در دسترس چشم های بينا، گوش هایِ شنوا و انديشه های پويا.
درخواست ما از جوانان ميهن برای پرداختن به گذشته های پرافتخار بر چنين
بنيان هايی استوار است و اميدواريم که جوانان فرهيخته ی ميهنِ مان ارزش
اين کار را از سر انديشه دريابند و از جان و دل نيز به سر و سامان دادنش
همت بگمارند. |
|
بارگشت |
|
|
|