درفش کاويانی
فروهر
کورش و ماندانا
تخت جمشيد
تنديس  اشکانی
دروازه ملل
دماوند
ننخستين تصوير متحرک
تاجيکستان
افغانستان

نوروز جمشيدی:

رويه 1  2  3  4

نوروز باستانی

          آغاز زندگانی

   شادی و شادمانی

                نوروزتان خجسته


نوروز بزرگترين جشن ملی‌فرهنگیِ مردمان پشته يا فلات ايران:

 

نوروز بزرگترين جشن ملی ما ايرانيان با عمری به درازای تاريخ زندگی درپشته يا فلات ايران است. جشنی است که در درازای زمان و فراز ونشيب تاريخ کهن ايرانی از هر گونه گزند و آسيبی رسته و همچنان چشمه‌ی هميشه جوشانی نويد دهنده‌ی روز و روزگار نو تر از روز و ماه و سال پيش و پيشتر است.

جشنی است برخواسته از فرهنگ شادی آفرين ايرانی که از هزاران سال پيش از تا بامروز همدم و همساز مردمان نيک انديشه‌ی نجد ايران بوده و همواره آنان را به شادی و شادمانی و جشن و سرور نشانده‌است.

اين جشن، جشنِ زندگانی تازه گل و گياه و روان آدمی، جشن رها کردن روان از غم، بدور ريختن کينه و دشمنی و پيوند با شادی و شادمانی و دوستی و مهربانه می‌باشد.

به قول شادروان دکتر پرويز ناتل خانلری، نوروز از بوته آزمايش تاريخ سربلند بيرون آمده، از فراز و نشيبها گذشته، در برابر يورش تازيان و ترکان ايستادگی کرده "از زير بار سنگين حوادث پيروزمندانه بيرون آمده و هنوز چون ستاره‌ای بر پيشانی تاريخ درخشان فرهنگ ايران می درخشد_"

نوروز کهنسال و ديگر جشنهای ايرانی همچون مهرگان، سده و سوری، نه تنها همچنانکه شادروان خانلری گوشزد می‌کند، از فراز و نشيبها گذشته‌اند و در برابر ترکتازيها از خود ايستايی و ماندگاری نشان داده‌اند، که همواره همانند ابزاری کارآ و جنگ‌افزاری برا، در هنگامه‌ی دشواريها، بکار و ياری ايرانيان آمده‌اند. از ياد نبريم که بيست و اندی سال پيش از اين مراسم برگزاری چهارشنبه سوری در تهران و ديگر شهرهای ايران چگونه ميدان کارزار مردم بافرهنگ ايرانی از يکسو و نا آگاهان ضد فرهنگ ايرانی از ديگر سو شده‌بود. نبردی که حماسه‌وار با پيروزی مردمان با‌فرهنگِ ايرانی پايان پذيرفت.

فراموش نکنيم که در سالهای آغازين جمهوری اسلامی تلاشهايی نيز برای از ميان برداشتن نوروز انجام گرفت ولی ناکام ماند. تلاشهايی مانند کاستن از تعطيلات پانزده روزه نوروزی دانش‌آموزان و بسياری کارهای ديگر که با واکنش مردم فرهنگ دوست ميهنمان روبرو گرديد و ناکام ماند. امام محمد غزالی که حجت‌الاسلامش می‌خواندند و گويا همين کنيه حجت‌الاسلامی که امروزه به آخوندِ دون‌پايه گفته می‌دهند از لقب او گرفته شده‌باشد، همواره مخالف برگزاری جشنهای ايرانی نوروز و سده بود. او در "کيميای‌سعادت" از ايرانيان خواسته‌است که در اين روزها رخت تازه بتن نکنند، چراغانی ننمايند و حتا عزاداری‌کرده و به روزه داری بپردازند تا اين سنتِ‌مجوسان متروک‌شود. گفتنی است که اين سخن غزالی بسيار بيهوده و ياوه می‌باشد، چرا که نه نوروز، نه مهرگان و نه سده مهرگان هيچيک جشن و سنتی مذهبی نيستند و گفتار جناب غزالی يا بر اثر در دست نداشتن سرچشمه‌ها و آگاهی‌های بايسته و شايسته بوده، يا از سر تعصب زيادی آن جناب به دين اسلام و يا برای خوش رقصی برای حاکمان تازی و تازی‌پرست و زور گوی زمانه، که اميد ننگ اين آخرين را به دوش نکشيده باشد! البته دست آخر همين آقای غزالی و غزالی‌های ديگر که حتا سخنان علی‌ابن ابی‌طالب را هم نشنيده بودند، دريافتند که آب در هاون می‌کاوند و ارز خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند! چه بسيار حاکمان قداره بند و ديکتاتور و خرافاتی و متعصب ومذهبی و کهنه پرست و بيگانه پرور و چه بی‌شمار دوستان نادان و دشمنان دانايی که برای از ميان برداشتن نوروز از هر کوششی کوتاهی و از هر پليدی دريغ نکردند دست از پا درازتر رفتند و جز نامی به بدنامی از آنان نماند ولی نوروزِ هميشه پيروز همچنان سربلند و سر‌افراز ماند و به قول "امير خسرو دهلوی" که سروده:

دور جهان دور نو از سر گرفت

 موسم نوروز جهان در گرفت

بر جای ماند تا دور جهان از سر گرفته شود و گل نسيم نوروز را خوش در کنار داشته باشد. همانگونه که خيام نيشابوری سرود:

بر چهــره‌ی گـــل نسيــيم نــــوروز خــوش است

در صحــنِ  چمــن رویِ  دل‌‌افــروز خوش است

از دی که گذشت هـــر چـه گــويـی خـوش نيست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است.

عيد نوروز بزرگترين جشن ملی ميهنی فرهنگی ماست، نه تنها آغازِ سالِ نو:

 

در اينجا به نکته بسيار درخور توجه و مهمی می‌خواهم اشاره کنم که اميدوارم آويزه گوش همه ما مردمان ’پشته يا * يا فلاتِ ايران قرار گيرد و توطعه هيچ دوست نادان و دشمن دانايی نيز نتواند آنرا تغيير دهد و آن اين است که همه ما بدانيم، نوروز باستانی، اگر چه سرِسال نو نيز هست، ولی برای ما مردمان نجد ايران خجسته نوروز باستانی و بزرگترين عيد ملی و مهينی و فرهنگی می‌باشد نه سرِسال‌ِنو! پس بسنده کردن بگفتن "سال نو مبارک" اشتباه است و پيش از گفتن سال نو مبارک بايد خجسته باد نوروزی داد. زيرا بيش از ۱۲۰ سال، سال نو ايرانی با مهرگان آغاز می‌شده و چه سالها که سال ايرانی در خردادماه نو شده است. در حالِ حاضر نيز سال نو مسيحی، سال نو يهودی و سال نو اسلامی که همان قمری باشد وجود دارد و بسياری از ايرانيانی که بدان آيينها باورها دارند در آن هنگامها سال را نو می‌کنند. پس فراموش نکنيم که عيد نوروز بزرگترين جشن ملی و ميهنی و فرهنگی ماست و اين توطعه است که پاره‌ای نادان و نا آگاه و يا دشمن شاد کن و دريوزه گر بيگانه، گفتن سال نو مبارک را بجای خجسته‌باد نوروزی رواج داده‌اند. به همين سبب و بدينوسيله به همه ايرانيان پيشنهاد می‌شود از خريدن و فرستادن کارتهايی که بر روی آنها تنها "سال نو مبارک نوشته شده است، خود داری نمايند!

آيا اين ننگ نيست، هنگاميکه عربها واژه نوروز را برابر و همپای جشن بطور مطلق بکار ببرند** و علی‌ابن ابی‌طالب رهبر شيعيان گيتی عيد نوروز را در هنگام گرفتن هديه نوروزی تبريک بگويد_(کل يوم نيروزنا)_، يعنی "هر روز را برايمان نوروز سازيد" ، آنوقت ما بجای جخسته‌باد و تبريک عيد نوروز، سال نو را مبارک باد بگوييم؟

نمونه ديگر نوشته شيخ عباس قمی در باره آداب نوروز ازقول امام ششم شيعيان است که می‌نويسد: "‌که چون نوروز شود غسل کن و پاکيزه‌ترين جامه‌های خود را بپوش و به‌بهترين بوهای خوش خود را خوش بو گردان" ...

*. پشته ايران = فلات ايران =  Iran's Plateau= منطقه‌ايست جغرافيايی که با مردم و فرهنگ همگون و مشترکشان سروکار پيدا می‌کند و با جغرافيای سياسی کاريش نيست و دربرگيرند ايران سياسی کنونی، و افغانستان، تاجيکستان، تمامی و يا بخشهايی از ترکمنستان، آذربايجان جدا شده از مادر، پاکستان، عراق و... می‌باشد و از همين روی هم هست که هيچ ايرانی نبايد خود را از افغان و تاجيک و ساير برادران سوا بداند و برای نمونه نظامی گنجوی، رودکی سمرقندی، مهستی خجندی يا گنجه‌ای، خاقانی شروانی را ايرانی می‌دانند. اين نگارنده خود را بهمان اندازه ايرانی می‌داند که يک تن افغان يا تاجيک و يا ... را.

**. هاشم رضی می‌نويسد که در نوشته‌های عربی واژه "نوروز" را به چم و معنی مطلق عيد بکار برده‌اند. به چم و معنای عيد و جشن و نه تنها برای عيد نوروز که سر‌آغاز سال خورشيدی نيز است.

 



برگزاری نوروز نزد تازيان و دربارهای خليفه‌های عرب:

 

با همه کوششی که تازيان برای جلو گيری از برگزاری سنت‌های ملی، ميهنی و آيينیِ ايرانيان بکار می‌بستند و با همه مشکلاتی که در راه انجام آنها فراهم می‌کردند، اينگونه مراسم که هنوز هم پايدار است و هر روز نيز بيش از روز پيش از ارزش و بايستگی افزونتری برخوردار می گردد، در دربار خود عربها و در ميان مردمشان نيز رواج پيدا کرد و چنان جايگاهی نزد آنان يافت که بزرگتر از مراسم خودشان ارجمند و عزيزش شمردند.

در تاريخ آمده است که خجسته نوروز باستانی چنان در ميان اعرابی که عزم براندازيش را داشتند جا باز کرد که در هنگامه نوروز و مهرگان و سده به تقليد از پادشاهان ايرانی به جشن و بار عام و ديدار با مردم می پرداختند و هديه می‌دادند و هديه می‌گرفتند. آنان در هنگامه سده و سوری بزرگترين آتشها را در بغدادمی‌افروختند، کودکان صورتک يا ماسک به چهره می‌زدند و همگان بشادی و شادمانی می‌نشستند.





سال شمار يا نوروز جلالی:

 

بسيار شنيده می‌شود که سالشمار يا تقويم ما را سالشمار جلالی می‌گويند. در سال ۴۶۷ يا ۴۶۸ و يا ۴۷۱ هجری قمری و در زمان پادشاهی ملک شاه سلجوقی سال شمار يا تقويم تازه‌ای که به سالشمار جلالی نامور شد بنيان نهاده شد و بر همان بنيان نيز، سال خورشيدی و کبيسه را که همواره و از ابتدا نيز در ايران زمين رواج داشته بود شماره کردند. سالشمار کنونی ما نيز بر همان پايه استوار است.

 

*. بانوی انديشمند و فرهيخته فتانه فريد که در لوس‌آنجلس زندگی در همايشی که در هامبورگ(کشور آلمان) برگزار شد آورد:

ايرانيان دامدار و کشاورز از زمان باستان، سال خود را بر شش بخش کرده بودند که با کار و پيشه‌شان جور بيفتد. هر کدام از اين شش بخش را با جشن و و شادی برگزار می‌کردند که در آن پيشوايان کيشی با آيين‌ها رنگين و خونين خود پيشاپيش بودند*.

۱. نخستين جشن، جشن نوروز بود و نامش " همسپتمئيدی #_ ?$Hamaspathmaidhyaya# "به ‌معنی "برابری روز و شب در تابستان" يا به گفته گاهشماران " اعتدال ربيعی" است.

۲. جشن نيمه بهاری ...

۳. جشن نيمه تابستان ...

۴. جشن دروکنان ...

۵. جشن "‌نارهسپاری ...

٪۶. جشن نيمه سال‌ ...

هر کدام از اين جشن‌ها، آغاز فصل تازه‌ای بود. نخستين آغاز سال و بهار بود. دوم از آنچه کشته بودنداز شمار چارپايان نوزاد نويد می‌داد. سوم از آماده شدن کشت و رسيدن ميوه آگاه می‌ساخت. چهارم آنان را آماده درو و انبار می‌کرد. پنجم همه را برای جفت کردن چارپايان و پايان سفرهای دور و دراز کاروان‌ها آماده می‌کرد. ششم از شکست زمستان و آمادگی برای کشت بهاری آگاه می‌ساخت.

** تازيان به نحسی و خوش يمنی و بديمنی و خوش قدمی و بد قدمی و از اينگونه انديشه‌های ياوه و بيهوده بسيار عقيده داشته و گاه هنوز هم دارند. از همان رديف است بهانه‌ای که برای جلوگيری از انجام چهارشنبه سوری ‌آورند و گفتند چهارشنبه‌ها نحس است و ايرانيان نيز برای رد بهانه بيهوده آنان به برگزاری چهارشنبه سوری در روز سه‌شنبه پرداختند. البته نگارنده خود در کشورهای عربی و در هتلهای بين‌الملی‌شان هم ديدم که در آسانسورها شماره سيزده وجود نداشت و از شماره دوازده به يکباره به شماره چهارده پريده‌بودند.

ـ از فتانه فريد، همايش هامبورگ: زرتشت چون راهنمای راستی و درستی، برای پاکسازی آلودگی‌ها و پسماندگی‌های خرافی که جهان را از پيشرفت باز داشته بود برخاسته بود، و دستی (‌برای‌) از ميان بردن راه و روش خوب نداشت. اين است که می‌بينيم اين شش جشن که امرز ما آنها را " گاهنبار" می شناسيم، همچنان نيک مانده‌اند. تنها کاری که بهدينان کردند، هرکدام از اين جشن‌ها را پنج روزه کردند تا در هر کدام از اين پنج روز، از بامداد تا شب، يکی از گاتهای پنجکانه بطور نماز خوانده و سپس فهمانده شود ا اگر کسی پرسشی داشته باشد، پاسخ خود را در يابد. پس از آن هم همه در خوراکی که از آنچه هرکس با خود آورده بود و آن را در يک ديگ بزرگ پخته بودند، نوش جان می‌کردند و به رقص و آواز می‌پرداختند. آن خوراک دستجمعی همان " آش‌" خوشمزه ايرانيان است و آن ساز و آواز هنوز در ميان همه تيره‌های نژاد ايرانی نژاد در هر جشن و شادی رواج دارد.

گاهنبار‌ها جشن‌های پاک و شاد هستند که مردم (‌را‌) برای کارهای سودمند اجتماعی آماده می‌سازد.

ناگفته نماند که واژه "گاهنبار" از دو واژه " گاهان" به معنی گاتها و بار به معنی نوبت، (تشکيل شده‌است) و بستگی به گاتها خوانی دارد.

*. _(ناگفته نگزارم که رسم قربانی کردن و خون حيوانات را برای جشن و شادی ريختن از کارهای ناپسندی بود که روحانيان باستانی ايران برای بالا بردن جايگاه خود بزد مردم ناآگاه بدان دست می‌زدند ولی پس از آمدن زرتشت پيامبر ناپسند شمرده شد. مازيار)_

ـ نوروز را در آن روزگاران در بيش از پنج روز به جشن می‌نشستند. سالشمار ايرانيان باستان سالشماری خورشيدی بود. آنان سال را به دوازده ماهِ سی روزه بخش می‌کردند که رويهمرفته ۳۶۰ روز در سال می‌شد. پنج روز باقيماند را هم بهيزک، پنجه دزديده شده يا بقول عربها خمسه‌مستقرقه می‌گفتند و اين پنج روزه را نيز به جشن و شادی نشسته می‌پرداختند. _(بابليان و ساميان که عربها نيز از آنهايند از سال شمار قمری يا گردش ماه بدور زمين پيروی می‌نمودند و می‌نمايند)_

 

رويه پيشين 

بارگشت

 

 
سروده ها
Send Email
پيام دهيد
 
 

 بازديد :


ShahnamehvaIran

Copyright 2005