|
نوروز
جمشيدی:
رويه 1
2
3
4
نوروز باستانی
آغاز زندگانی
شادی و شادمانی
نوروزتان خجسته
از: مازيار قويدل
نوروز
جمشيدی:
شاهنامه بنيان گزاری نوروز، اين بزرگترين جشن ملی، ميهنی و فرهنگی
مردمان پشته يا فلات ايران را به جمشيد سومين پادشاه کيانی نسبت
میدهد و آنرا روزی میشناساند که جمشيد پس از آنکه به مردم رشتن نخ
از پشم، کتان، ديگر الياف و ابريشم را آموخت و همچنين پارچه بافی،
دوختن و پوشيدن رخت و لباس، ساختن زره و جوشن را از آهن، ساختن کشتی،
ساختن گرمابه و بسياری کارهای بايسته و شايسته ديگر را فرا داد. به
ديوان فرمان داد تا تختی بسازند که شاه بتواند بر آن بنشيند و آن تخت
بر روی ِ دوش آن ديوان به آسمان برده شود.
فردوسی بنا بر داستانهای کهن در
اين باره میسرايد:
چو آن کارهای وی آمد به جای
ز جـای ِ مِهـی بـر تـر آورد پـای
به فـر کيــانی يکـی تخـت ساخت
چه مايه بدو گوهر انـدر نساخت
که چون خواستی ديـو بـر داشتی
ز هـامون به گـردون بر افراشتی
چــو خـورشيـد تـابـان ميـان هــوا
نشستــه بــر او شــاه فــرمـانــروا
جهــان انجمــن شـد بــــر تخـت او
فــــرو مـــانــده از فـــره بخــتِ او
به جمشيــد بـر گــوهـــر افشــاندند
مــر آن روز را روز نــو خـواندند
ابوريحان بيرونی در کتاب "التفهيم" مینويسد:
"نوروز نخستين روز از فروردينماه و پيشانی سال نو است، و ششم
فروردين ماه(روز زايش زرتشت) نوروزبزرگ ناميده میشد و باشکوهترين
بخشجشنشان نيز در اين روزبود."
نوروز هنگامی است که خورشيد فروزان روی مدار خط استوا قرار میگيرد
و درازای روز و شب برابر میشود. اين برابری را بزبان عربی اعتدال
ربيعی (ربيع=بهار) که همان برابری و يکسانی بهاری باشند نامند.
بانوی فرهيخته فتانه فريد هنگاميکه در باره گاهنبارها و جشنهای
ايرانی سخن میراند، مینويسد:
"نخستين جشن، جشن نوروز بود و نامش " همسپتمئيدی _ ?Hamaspathmaidhyaya
"به معنی "برابری روز و شب در تابستان" يا به گفته گاهشماران "
اعتدال ربيعی" است."
درباره ديگر جشنهای ايرانی در نوشتارهايی ديگر و در شمارههای آينده
اين نشريه خواهيم خواند.
خانه تکانی نوروزی و
سفيد کردنِ ظرفها:
پيشباز از نوروز در بسياری شهرستانها از اول اسفندماه که آنرا ماه
عيد مینامند و با خانه تکانی که هنوز هم رسم هست آغاز و با سفيد
کردن ظرفها يا آوندهای مسی که برای جلوگيری از مسموميت غذايی، هرساله
بايد آنها را با ورقه نازکی از قلع میپوشاندند يا آب میدادند و
اينک از رواج افتادهاست و شايد در پارهای از شهرستانه و روستاها
هنوز هم رواج داشته باشد دنبال میشد.
خانه تکانی از باورهای کهن ايرانی در راستای پاسداری از طبيعت و
همچنين بهداشت و پاکيزگی سرچشمه میگيرد. در روزگاران گذشته، خانه
تکانی دو بار در سال يعنی در مهرگان و نوروز انجام میگرفت که
شوربختانه اين رسم نيکو امروزه در مهرگان انجام نمی گيرد. مردمانی که
در نجد يا فلات ايران زندگی میکردهاند همواره نمود پاکی و پاکيزگی
و پاسداری از دادههای طبيعی بودهاند و چنانچه به نوشتههای تاريخی
نگاه کنيم میبينيم که نا آگاهان ايرانيان را به سبب همين ويژگیِ
پاسداری از محيط زيست، طبيعت پرست پنداشتهاند. در مورد پاکيزگی
ايرانيان در خاطرات "سينوهه" پزشگ فرعون_( که با پشتکار شادروان
ذبيحاله منصوری بفارسی برگردانده شدهاست)_ بوجود گونهای از
توالتهای بهداشتی اشاره شدهاست. او می نويسد که آنان به اتاقها
پوشيدهای که جوی کوچکی از آب در آن روان بود رفته و رفع حاجت
میکردند.
خوان نوروزی يا سفره
هفتسين:
راستی خوان نوروزی چيست؟ چه فلسفهای دارد؟ از چه چيزهايی تشکيل
شدهاست و آن چيزهايی که بر خوان نوروزی يا سفره هفتسين مینشينند
نمود چه چيزهايی هستند؟ آيا خوان نوروزی يا سفره هفت سين يا هفت شين
از هفت آخشيج يا عنصر طبيعی که نامشان با آوا يا حرف "سين" يا "شين"
آغاز شدهاند؟ آيا ... ؟ و آيا ...؟ اينها و بسياری پرسشهای ديگر هر
ساله و در هنگامه نوروزِ خجستهی باستانی، برای بسياری از ما و
فرزندانمان پيش میآيند و پاسخگويی به آنها، بويژه در ديارِ غربت و
برای آشنا نمودن فرزندانمان پا فرهنگ پربار ايرانی، نه تنها لازم و
ضروری که گاه حياتی مینمايد.
مهمترين انگيزه گستردنِ خوان نوروزی را، سپاسگزاری آدميان از
دادههای اهورايی و پروردگاری دانستهاند. بهمين سبب هم پارهای
گذاشتن کتابهای مقدس دينی بر سفره هفت سين را لازم نمیدانند، زيرا
همانگونه که سعدی میگويد:
برگ درختان سبز در نظر روزگار
هر ورقش دفتريست معرفت کردگار
آنان هر داده طبيعی که بر خوان نشسته را جهانی از رمز و راز و
نشانهای از توانايی و دانايی و مهربانی پروردگار يگانه میباشد را
همچون کلام پروردگاری و بسنده میدانند و تنها ديوانِحافط و شاهنامه
فردوسی را بر خوان مینهند. بسياری ديگر کتاب آسمانی آيين خود را بر
خوان میگذارند که اوستا يا گاتها برای زرتشتيان، تورات برای
يهوديان، انجيل يا کتاب مقدس برای مسيحيان و قرآن برای مسلمانان است.
هفت سين،
هفت شين و يا هفت چين:
هفتسينی: در روزگاران کهن
دوگونه فرآورده از کشور چين به ايران وارد میشد. يکی آوندها يا
ظرفهايی که از جنس کائولين بودند و امروزه نيز در بيشتر خانهها وجود
دارند و بنام چينی شناخته میشوند، ديگری هم فرآوردههايی فلزی که
سينی _(واژه عربی شده چينی)_ناميده میشدند و امروز نيز نمونهای از
آنها را برای آوردن استکانهای چای و ميوه و همانند آنها مورد
بهرهگيری قرار میدهيم و همان سينی میناميم.
در نوشتههای کهن آمده است که خوان نوروزی عبارت بود از دانهها و
از فرآوردههای کشاورزی همچون برنج، نخود، عدس، لوبيا، گندم، جو و
ميوه و گل، خشگبار و مانندِ آنها که در آوندهايی فلزی چينی يا همان
سينی قرار میدادند و بر خوان مینهادند. بنا بر اين ديدگاه، هفتسين
بايد هفتسينی باشد که اندک اندک کوتاه گرديده و هفت سين شدهاست.
هفت سين: بکار بردن واژه "هفت سين" برای خوان نوروزی را همانگونه که
هر ايرانی میداند، بدين سبب میدانند که بر اين خوان يا سفره هفت
فرآورده و دادهی کشاورزی مینهند که نامشان با آوا يا حرف سين آغاز
شدهاند. فرآوردههايی همچون: سيب، سير، سماق، سنجد، سمنو، سبزه،
سنبل، سکه، سبزی و...
هفت شين: اين ديدگاه و
عقيده نيز وجود دارد که خوان نوروزی از هفت فرآورده با آوا يا حرف
آغازين "شين" نه "سين" تشکيل میشدهاست. فرآوردههايی چون: شير،
شکر، شيرينی، شربت، شراب، شيره، شمع و شمعدان و ... که پس از يورش
اعراب و آوردهشدن اسلام به ايران، و بخاطر حرام شمرده شدن شراب نزد
مسلمانان، ايرانيان برای از ميان نرفتن خوان نوروزیشان، ناچار هفت
سين را بجای هفتشين بر سفره گذاردهاند.
هفت چين: در دوران گذشته و
برای نمونه زمان پادشاهی هخامنشيان رسم بودهاست که بر روی هفت ستون،
هفت گونه دانه و گياه همچون نخود، عدس، لوبيا، ذرت، برنج، گندم، جو،
ماش، باقالی، و همانند آنها را میروياندند و از آنجا که تمامی شرايط
و ويژگيهای روياندن آنها را يکسان قرار میدادند، هر کدام از دانهها
که بهتر و بارورتر رشد میکردند را برای کشتِ آن سال بر میگزيدند.
اين کار افزون بر دربارهای شاهی و فرمانروايی در همه خانهها نيز
انجام میشد و رسم امروزی روياندن سبزه پيش از نوروز و نهادن آن بر
روی سفره هفتسين را هم سرچشمه گرفته از آن سنت میدانند.
بنا بر اين ديدگاه، خوان نوروزی میتوانسته هفتچين نيز ناميده شود.
ديگر
خوان يا سفره نشينان نوروزی:
بجز از هفت سين، بسته به رسم و آيين مردمِ هر منطقه، چيزهای ديگری
نيز بر خوان يا سفره هفتسين نهاده میشود که هر کدام نمود و سمبل
ويژهای هستند. اين چيزها عبارتند از:
آيينه، ماهی(بيشتر سرخرنگ)، شمع فروزان و شمعدان، آتش و آتشدان،
گلاب، تخم مرغ، نان، آوندی پر از آب که نارنجی در آن شناور میباشد،
نقل و شيرينی، شکر، شير، گل، بيدمشک، اسپند يا اسفند، سمنو، ميوه و
از ميان ميوهها انار و نارنج وجودشان در صورت موجود بودن لازم است.
پارهای نيز با نهادن شيره و شربت و شراب هفت شين و هفت سين را همراه
میسازند. ديوانحافط که بيشتر اروپاييان آنرا همچون کتاب مقدس
ايرانيان میشناسند و شاهنامه فردوسی نيز در بيشتر سفرهها گذاشته
میشوند. همانگونه هم که پيشتر آمد بسياری از مردم کتاب مقدس آيين
خود را بر خوان مینهند.
هفتسين نشينها نمود و سمبل چه چيزهاينی هستند؟
سيب نمودارِ راز و رمز عشق و دلدادگی و باروری است.
سنجد نشانه مهر و عشق است.
سکه بيانی از برکت مادی و بی نيازی است.
سمنو، بيانی گياهی که خوردنش از بايستههای نوروزی است و آنرا نمود
روانها و ارواح پاک يا فروهرها نيز میدانند.
سبزه، تازه روييده از گندم، جو، عدس، ارزن و ديگر دانهها، نشانواره
زايش و باروری و نوزايی و برکت در طبيعت. رنگ سبز آن رنگ ملی مذهبی
ايرانيانِ باستان.
سماق و سير، از دادههای طبيعی پروردگاری.
سنبل و گلهای ديگر، نشانهای از زيبايی طبيعت.
شمع و شمعدان، نشانه کانون گرم خانوادهمیباشد.
نان نشانه برکت است.
شير نشانواره زايش و يادی است از آفرينش انسان.
تخم مرغ، تخم و تخمه و نمادی است از نطفه و نژاد.
انار، نمادی از باروری و ميوهای است که از ديرباز چون ميوهای مقدس
مورد احترام مردمان نجد ايران بودهاست.
اسپند يا اسفند، از سپنتا به چم و معنی مقدس و گندزدايی کننده است.
آب، نشانه روشنی و پاکی است.
ماهی، نمادی است از جنبش و پويايی هستی.
نارنج و آب، نماد آسمان. (فراموش نکنيم ايرانيان کهن از ستاره
شناسان نامدار بودهاند).
آيينه، نمادی از وجدان و بازتابِ انديشه، گفتار و کردار
آدمیمیباشد.
گلاب، بيانی است از عشق و دلدادگی.
گلبيدمشک، گل اسفند است و نشانه سپندارمزد.
نقل و شيرينی نشانه شيرين کامی است.
و . . .
رويه پسين |