|

انسانی ايرانی، بختياری تبار و زاده ی بروجرد
است که به دور از ميهن، هوای خوشِ فرهنگِ سر به فلک کشيده ی پشته ی
ايران را، از کوههای افغانستان، تاجيکستان، سهند و سبلان و البرز
گرفته، تا لا به لایِ زربرگهای زرتشت، حافط، محمد بلخی و جامی و
همانندِ آنان به سينه می کشاند و يادِ ديرين فلسفه ی گهربار و
باستانی را ، از آسمانِ ياد و يادمان هر آنچه نيکويی و بر خواسته از
انديشه و گفتار و کردار نيک است به فروغ افشانی می کوشد و می کوشاند
تا مگرش در کوچه باغهای پُر مهر ايران زمين شناور می سازد
در دانشگاههای ملی و تهران درس خوانده است و
تلخی زندگی تبعيدی و برون از ميهن دربند را، با شيرينی فَـر و
فَـرهنگِ پُـربارِ ايرانِ بزرگ بی اتر می سازد
دلش
با فرهنگِ بهی و راستی می تپد و از نگاه و زبان و قلمش به جز از
يادِ فرهنگِ های پُر بار و رنگارنگِ انسانی نمی
تراود. |