|
آيين
زرتشت همچون خورشيدی فروزان فراروی
مردمان در همهی روزگاران میدرخشد
تا هر يک به اندازهی نياز و توانشان
از آن بهره گيرند و همچنانکه دانش
مردمان فزونی میيابد، دريافت آنها
نيز از اين مهرِ تابناک بيشتر خواهد
شد و از تویِ تاريک انديشه، آهسته و
پيوسته به روشنی میگرايد. از اينرو
در گذشته پيشوايانِ دين برای آموزشِ
انديشههای ژرف آن راهبرِ بزرگ، از
زبانی ساده و نمادين سود میجستند
تا مردم از رهگذر چهره نمادين و
نمايانِ دين، توشهای برگيرند و
بکار برند.
امروز نيز ديدگانِ ناتوانِ
مردمان، توانايیِ نگريستن در خورشيد
پر فروز اهورايـی را ندارد و به
پرتوهایِ نا چيزی
از آن بسنده میکند. با اين همه،
دانش نوين گامهايـی هر چند ناچيز به
پيش برداشته، با شگفتی آنچه را اين
آيينِ بهين برای بهروزی و بهزيستی
مردمان به ارمغان آورده است، از نو
بازگو میکند.
گسترشِ آيينِ اهورايـیِ زرتشت در
ايران، سرآغاز دگرگونیِ ژرفی در
زندگیِ ايرانيان شد و اين دگرشِ
بنيادين، در انديشه،
گفتار و کردار بهدينان بخوبی نمايان
شد. پيامهایِ پيام آورِ بزرگِ ايران
بر بهداشت انديشه استوار است.
بر پايهی اين آموزشها، بهداشتِ
انديشه، سرانجام به بهداشتِ گفتار و
بهداشت کردار میانجامد. پس بر همه
پاکدينان بايسته است که از انديشه
ناپاک بهپرهيزند و از «هنجارِ هستی»
و «فروزگانِ پاک و جاويد» پيروی
نمايند. گام نهادن در چنين راهی،
بهداشت تن و روان را به همراه خواهد
داشت و سرانجام بهروزی و بهزيستی را
در هر دو جهان برای بهدينان به
ارمغان خواهد آورد و از آنجا که پاکی
و راستی برای هميشه زنده و پاينده
است بی گمان پاکدينان به زندگیِ
جاودانه و هميشگی يا «ناميرندگی»
خواهند رسيد.
يکی از زيباترين و رساترين پيامهای
آيين زرتشت که بهروزی و بهزيستی را
برای مردم به ارمغان خواهد آورد،
فراخوانیِ مردم به خوشی و شادمانی
است همانا پيام زرتشت، پيام راستی و
درستی، تلاش و کوشش، شادکامی و
خوشبختی است. در گفتهها و نوشتههای
پيشينيان آمده است هنگاميکه اشو
زرتشت ديده به گيتی گشود، خندان بود
اين پنداره کهن، انديشهای بسيار
ژرف و بی همانند را در خود نهفته دارد.
بر پايه اين انديشه، آيين بهی شادمان
بودن و خوش زيستن را پيشه خود کرده
است و از اندوه و سوگواری میپرهيزد.
در اين ديدگاه اندوه و افسردگی از
انديشه ناپاک و اهريمنی سرچشمه میگيرد
و جشن و سرور و شادمانی يکی از راههای
نيايش خداوند و نزديکی به اوست.
پيامبر گرامیِ ايران، از خداوند در
خواست شادمانی و خوشی برای پيروان
خود میکند، زيرا بدرستی آگاه است
که در پرتو خشنودی و شادمانی، روان
انسان نيرومند شده و شور به کار و
کوشش در آن افزون گرديده و برای
انجام کارهایِ دينی و ميهنی خود
آمادهتر خواهد بود. از اين ديدگاه
افسردگی و اندوه، فرسايش تن و کاهش
نيروی روان و سرانجام سُستی و
پريشانی را به همراه خواهد داشت. در
هات ۴۳ بند ۱۴ میفرمايد:
«ای
مزدا آنسان که مرد دلير و توانايـی
به دوست خود مهربانی کرده و اورا
آرامش میبخشد، به پيروانم شادی
فزون از اندازه بخش. آن شادی و خشنودی
که در پرتو راستی بدست آيد و در پرتو
شهرياریِ توست...»
اشو زرتشت زندگانیِ دراز و شادمانی
و نيرویِ مينوی را برای پيروان و
دوستان خويش خواهان است و آرزومند
است همه در
پرتو راستی و پاکی و نيکانديشی بر
دشمنان خود چيره گرديده و آنهارا به
سویِ خود کشانيده و از رسايـی و
خوشبختی و رستگاری برخوردار گردند.
چنانکه در هات ۲۸ بند ۶ میفرمايد:
«...ای
هستی بخش دانا، به زرتشت و همهی
دوستانِ او نيرویِ مينوی و شادمانی
بخش، تا بر کينهی دشمنان خود چيره
گردند.»
زرتشت
فلسفهی شادی و رنج را با سخنانی
ساده و شيوا برای همگان بازگو می کند
و به مردم نويد میدهد که هرگاه
فلسفهی شادی و رنج را که خداوند
پايدار ساخته است بياموزند، آنگاه
در پرتو آن به خرسندیِ راستين و
رستگاری خواهند رسيد. (۱) از ديدگاه
اشو زرتشت، آن خرسندی و شادمانی که
با کوشش و تلاش و از راه راستی و
درستی به دست آيد، خوشبختیِ راستين
را نيز به همراه میآورد، زيرا چنين
کاری به سود مردم بوده و رفاه و
خوشبختیِ ديگران را در برخواهد داشت.
پس آسايش و آسودگیِ روان و شادی و
خوشبختیِ کننده کار را نيز به همراه
دارد. از اين ديدگاه هرگز انسانی که
از راه ناشايست و بزهکاری خودرا
خوشبخت میانگارد به خوشبختی و
شادمانیِ راستين دست نيافته است. از
ديدگاه اشو زرتشت خوشبختی از آنِ کسی
است که ديگران را خوشبخت سازد.(۲)
همچنين در هات ۳۴ بند ۱۳ میفرمايد:
«...هرکار
نيکی که به منظور انجام کار و در پرتو
راستی انجام شود، شادمانی به بار
خواهد آورد...»
بی
گمان شادمانی و
خشنودیِ راستين يکی
از پربارترين و سودمندترين پيامهای
آيين زرتشت برای همه مردمان میباشد.
امروزه نيز اين پيام جاودانه را دانش
روانشناسیِ نوين به زبانی ديگر
بازگو میکند. برای نمونه، «ژرژ
بارِبارن» در اين مورد مینويسد
خوشبختی هرکس به دستِ خودِ اوست
افراد نيک انديش و خوش بين میتوانند
با خوشبخت نمودنِ ديگران خوشبختی را
برای خود به ارمغان آورند.
او
خوشبينی را نشانه سرزندگی و شور و
نشاط دانسته و آن را يکی از سادهترين
روشهایِ دستيابی به خوشبختی میداند
و معتقد است خوشبختیِ واقعی بايد از
روی تفکر و تعمق، اختيار و اراده
باشد.
از
ديدگاهِ او آنهايـی که ذاتا خوش خلق
هستند و از گهواره تا گور به زندگی
لبخند میزنند، بی شک زندگی نيز به
آنها لبخند خواهد زد و ديگر هيچ چيز
مانع ترقی و تعالیِ مداوم آنها در يک
دنيای سرشار از شادی، نشاط، اميد و
کاميابی نخواهد شد. «ژرژ باربارن»
همچنين يادآوری میکند که هر کجا
آدمی هست، شادی هم وجود دارد ولی
دستيابی به آن به ديدگاه افراد نسبت
به زندگی بستگی دارد. خنده به خودیِ
خود حامل پيامی خاص است پيام خنده
پيامِ آرامش و صلح و صفاست. خنده نه
تنها چهره را روشن و تابناک میسازد
بلکه با پرتو خود همهجا را نورانی
میکند او
همچنين در باره اهميت خوشبينی و
شادی در تندرستیِ انسان
اعتقاد دارد که خوشبنينی هدايت
شده که در جهت خير و خوبیِ آدمی مورد
استفاده قرار گيرد، بر روان و جانِ
او بازتابِ مثبتی به جا میگذارد که
همانا سلامتیِ پيکر و روان و شادابی
و طراوتِ آنها خواهد بود(۳). روان
شناسان اهميت خاصی برای شادمانی در
ايجاد تندرستی و رواندرستی قائل
هستند. آنها بر اين باورند که
افسردگی از تواناييهای جسمانی و
زيستیِ فرد میکاهد و تندرستیِ اورا
به خطر میاندازد. روان افسرده تن را
نيز دردمند و رنجور میسازد و همراه
با ايجاد خستگی، کمخوابی، بیاشتهايـی،
و نااميدی، نشاط و علاقه از زندگی
رخت بر میبندد. افسردگی بيماری
روانیِ شايعی است که زندگی بشر امروز
را تهديد میکند(۴)
همچنين بر اساس پژوهشهايـی که به
تازگی در آمريکا انجام شده است،
افسردگی احتمال ابتلا به سکته قلبی
را تا چهار برابر افزايش میدهد.
از سوی ديگر مطالعات پژوهشگران در
باره کسانی که پس از حمله قلبی زنده
ماندهاند نشان میدهد که شادی و
خنده میتوانند بهترين دارو برای
پيشگيری از حملات قلبی باشد. (۵)
پژوهشگران در بارهی نقش حياتیِ
شادمانی و خنده در زندگیِ
روزانه میگويند امروزه به علت
تراکم همه جانبه مشکلات اَعَم از
اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... مردم
کمتر میخندند و در برخوردهايشان
کمتر چهره شاد دارند و چون بيشتر
رفتارها کنش و واکنش است چه خوب است
افراد به حدی برخود کنترل داشته
باشند که بتوانند در مقابل
ناملايمات و رفتارهای نسنجيده و
پرخاشگرانه با ملايمت و صبر برخورد
نمايند و از شادی و خنده به عنوان
شيوه مناسبی برای غلبه بر مشکلات و
فشارهای روانی بهره برند. گسترش
روابط خانوادگی و دوستانه يکی از
بهترين راههايـی است که موجب انبساط
خاطر و شادیِ روان میگردد. آنها
همچنين معتقدند که هر روانپزشک و
روانشناس متخصص با توجه به نوع
بيماری میتواند از شادی و خنده
برای درمان بهره جويد.
زيرا اين روش اثرات بسيار مثبت و
مهمی در تنش زُدايـی و تخليه هيجانی
دارد. بسياری از پژوهشگران نيز بر
اين باورند که شادی چيزی نيست که
محصور در ذهن ما باشد بلکه در تمام
عضلات و هورمونهای ما جای گرفته است.
حتی تغيير شکل ماهيچههای صورت به
حالتی شاد نيز تاثيرات غير قابل
باوری در سيستمهای عصبی بجا میگذارد.
مکانيزم ماهيچههای صورت به حالتی
شاد نيز تاثيرات غير قابل باوری در
سيستمهای عصبی بجا میگذارد.
مکانيزم ماهيچههای صورت رابطهای
نزديک با سيستم عصبی خودکار دارد،
اين سيستم عصبی میتواند ضربان قلب،
تنفس و ديگر اعمال ناخودآگاه را
کنترل نمايد. از سوی ديگر لبخند زدن
حتی لبخندی که احساس نمیکنيم - بر
روحيه و فعاليت خودآگاه اطرافيان
اثر میگذارد اگر افراد سعی کنند
حالت مثبت و سر زنده خودرا حفظ کنند،
ديگر به آسانی در دام افسردگی گرفتار
نمیآيند. امروزه کارشناسان بر اين
عقيدهاند که با توجه به يافتهها و
پژوهشها در اين مورد میتوان جَو
مناسبی در بيمارستانها و اتاقهای
عمل بهوجود آورد تا اين مراکز،
مکانهايـی شادتر در درمان بيماران
باشد.(۶)
به اين ترتيب در میيابيم که پس از
سالها پژوهش، دانشمندان دوباره به
اين نتيجه رسيدهاند که :
«خنده بر هر درد بی درمان دواست!»
بر پايهی پيام آسمانیِ اشو زرتشت
تنها راه رسيدن به شادمانی درونی،
راستی و درستی و شادمان نمودن ديگران
است. انديشههای ياس آميز، پليد و
آلوده که با فشار در زوايای روح
انسان جايگزين میشود بايد بيرون
ريخته شود و نيروهای مثبت، نشاط افزا
و شادی بخش تقويت گردد. بدانديشی،
حسادت، عصبانيت و انزوا جز نابود
کردن نيروهای مثبتِ زندگی کاری نمیکنند.
بايد همه را دوست داشت و نسبت به همه
مهربان و صميمی بود زيرا نيکخواهی و
مهرورزيدن جسم و روان انسان را
آرامش میدهد. از انديشههای نيک
و مثبت برق شادی و نيروی جاويد میجهد
و زندگی را روشن، گرم و هماهنگ میکند
شايد بر همين اساس از ديرباز سفارش
شده است که «بخند تا دنيا به رويت
بخندد!» در اين مورد دکتر «ژوزف
مورفی» نيز نقش مهمی برای انديشه نيک
و مثبت در زندگی قائل است. او فکر را
عنصری خلاق میشمارد و براين باور
است که اگر ما ضمير باطن خودرا از
حقايق جاودانی هستی يعنی اميد و
آرزو، تندرستی و شادمانی، راستی و
درستی اشباع کنيم نتيجه آن را به
صورت عينی شاهد خواهيم بود او میگويد
هرکس معمار و سازنده زندگی خويش است
و بايد باورهايـی همچون دست تقدير،
قضا و قدر، سرنوشت، و گردش ستارگان
را با نيروی انديشهِ نيک از ذهن زدود
و اثرات منفی آن را با قدرت اراده از
ميان برداشت. کسانی که در مورد
مواهبی چون مهربانی، عشق، نيکخواهی،
شادی و خنده شک و ترديد روا میدارند،
و سر ناسازگاری با خود و ديگران را در
پيش میگيرندبی گمان خودرا از
بزرگترين موهبت زندگی که شادمانه
زيستن است، محروم میسازند. اما
آنانکه میخواهند زندگيشان رنگی
ديگر پيدا کند و از تاريکی به
روشنايـی برسد بايد به موفقيت و
خوشبختی بينديشند و انديشههای
منفی را از ذهن خود دور کنند بايد قلبها
را از کينه و نفرت پاک کرده و گذشت و
خيرخواهی را در آنها جايگزين کرد.
علفهایِ هرزِ بدخواهی و سياه انديشی
را بايد از کشتزارِ دل بيرون کشيد و
از تهِ دل خوشبختی و بهروزی ديگران
را خواستار شد، در چنين صورتی شادی
به جای اندوه مینشيند و لبخند جای
اشک را میگيرد، عشق و شادمانی با
اعتدال و آرامش در وجود افراد جريان
میيابد، آنهارا پاک و خالص ساخته و
تندرستی میبخشايد(۷).
افراد بايد به اصلِ اساسیِ «میتوان
و بايد»، اعتقاد داشته باشند تا
بتوانند انديشههای مثبت را در درون
خود بارور سازند، پس انديشههای
مثبت شادمانیِ درونی، آيندهای
مطلوب و سرنوشتی مثبت را رقم خواهند
زد. بروز خارجی اين شادمانی درونی و
آسايش همگانی، جشنهایِ باشکوه و
نشاطانگيزی است که بهدينان در طول
سال برگزار میکنندو از اينروست که
آيين بهی را آيين شادی نيز ناميدهاند.
بازتاب فلسفه شادی بخوبی در
نيايشهای روزانه بهدينان نمايان است
و بدرستی هرجا که از رسايـی، بهزيوی،
تندرستی و خوشبختی نام برده میشود
از شادمانی و شادکامی سخن رفته است و
به راستی چه زيباست که در آغاز نيايش
«تندرستی» میخوانيم:
«يزدان
پناه باد ديرزيوشنی شادباد...»
ديرزيويد
تندرست زيويد شاد زيويد
(۱)
گاتها، هات ۳۰ بند ۱۱، ترجمه و
تفسير موبد فيروز آذرگشسب.
(۲) گاتها، هات ۴۳ بند ۱.
(۳) خوش بينی - ترس، ژرژ باربارن،
برگردان هوشيار رزم آزما، نشر سپنج،
۱۳۷۱.
(۴) - رشد و تکامل شخصيت (رفتار
بهنجار و نا بهنجار)، دکتر مهدی نوری.
(۵) خنده بهترين داروی پيشگيری از
حمله قلبی، روزنامه ايران، سال سوم،
شماره ۶۹۹.
(۶) چرا نمیخنديد؟، ليلا خليلی،
روزنامه همشهری سال پنجم شماره
۱۳۹۳
(۷) نيروی تفکر مثبت، دکتر ژوزف
مورفی، برگردان : هوشيار رزم آزما،
نشر سپنج، ۱۳۶۹.
(۸)خرده اوستا، تندرستی، به کوشش
استاد رشيد شهمردان.
برگرفته از ماهنامه ی فروهـر
|